همیشه دنبال گمشدش می گشت فقط از شدت غصه غروبا یه چیزی مثل بلور لای اشکاش می شکست
بهترین ها رو میخوام ازت خدا...
سلامتی خودمون
سلامتی عاشقهای بی نشون
سلامتی اونی که دزدکی رفت تو قلب ما
سلامتی اونی که مارو از عاقل برد تو جمع دیونه ها
سلامتی چشات که میکشه ولی تاوان نمیده
سلامتی اونی که مارو تو قلبش راه میده
بسلامـــــــتی نــــــفسم کــه خــیلی دوســش دارم
با همین دست به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم
جا برای من گنجشک زیاد است اما
بر درختان خیابان تو عادت کردم
گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم
مانده ام آخر این شعر چه باید افسوس
بر نداشتن پایان تو عادت کردم
در غوغای زندگی تا سکوت مرگ، دوستت دارم. تاوان آن هر چه باشد، باشد
نوشتم: (دوستت دارم … پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد …
اگر نمی رفتیوقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من
اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرار مو دلواپس نگاه تو
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت میخوام همیشه عاشق بمونی
![]()
![]()
![]()
محکم بغلت کنه...
بزاره اشک بریزی تا سبک بشی
بعد آروم تو گوشت بگه: دیوونه چته؟؟
من که باهاتم...
بلند شوبگوخاک توسرت!!!همه زورت همین بود؟؟؟
باران
شیشه ی پنجره راباران شست
ازدل من اما،
چه کسی یاد تورا خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ،
من درون قفس سرداتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تادور
وای باران،
باران،
پرمرغان نگاهم راشست.